اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
244
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
اشرم با او بنزاع برخاست و حبشيان دو دسته شده ، دسته اى با ارياط و دسته ديگر با ابرهه همراه شدند و براى جنگ در مقابل يك ديگر ايستادند و چون جنگ آغاز شد ابرهه به ارياط گفت : اين چه كارى است كه در ميان يك ديگر مردم را بكشتن دهيم ؟ بيا تا با يك ديگر بجنگيم و هر كدام ديگرى را كشت لشكرش از او پيروى خواهد كرد . ابرهه و ارياط بميدان نبرد قدم نهادند ، پس ارياط زوبينى بر ابرهه زد كه چشمان او را شكافت ، در اين حال غلامى از ابرهه ارياط را از پا در آورد و پس از كشته شدن ارياط حبشيهاى يمن همگى ابرهه را به پادشاهى شناختند . چون خبر به نجاشى رسيد خشمناك شد و قسم خورد كه پاى خويش بر خاك يمن بكوبد يا موى پيشانى ابرهه را ببرد . ابرهه سر خود را تراشيد و موى آن را با كيسه اى از خاك يمن براى نجاشى فرستاد و پيام داد كه من و ارياط دو چاكرت بوديم كه در كار تو با هم در افتاديم و هر كدام از تو فرمانبرى داشتيم . نجاشى از ابرهه خوشنود گرديد و سيف بن ذى يزن به قيصر روم پناهنده شد تا لشكرى براى سركوبى حبشيها در اختيار گيرد ، هفت سال بدربار قيصر منتظر شد آنگاه قيصر او را بازگردانيد و گفت حبشيها بر كيش نصرانىاند و من با آنها نمىجنگم . پس سيف بدربار خسرو رفت و كسرى زندانيان را با فرماندهى بنام » وهرز « همراه او ساخت ، چون وهرز به يمن رسيد با حبشيها جنگيد و ابرهه را كشت [ 1 ] و بر يمن غالب شد . سپس سيف بن ذى يزن ابن ذى اصبح پادشاه يمن گرديد . امية بن ابى الصلت [ 2 ] درباره همين سيف مىگويد : لا يطلب الثار الا ابن ذى يزن اقام فى البحر للأعداء احوالا اتى هرقل و قد شالت نعامته فلم يجد عنده الامر الذى قالا ثم انتحى نحو كسرى بعد سابعة من السنين لقد ابعدت ايغالا
--> [ 1 ] حبشيها 72 سال در يمن سلطنت داشتند و چهار نفر بودند : ارياط ، ابرهه ، يكسوم ابن ابرهه و مسروق بن ابرهه كه بدست ايرانيان كشته شد ( سيره ص 73 ) . [ 2 ] ف 624 م .